لغت نامه دهخدا
فسوس مندی.[ ف ُ م َ ] ( حامص مرکب ) غمگینی. دلتنگی:
داری سخنی بدین بلندی
وآنگه تو بدین فسوس مندی.نظامی.
فسوس مندی.[ ف ُ م َ ] ( حامص مرکب ) غمگینی. دلتنگی:
داری سخنی بدین بلندی
وآنگه تو بدین فسوس مندی.نظامی.
غمگینی. دلتنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیده بگشا به روی عروس ببین در غمت دردریغ و فسوس
💡 نخواهی گزی پشت دست فسوس چو دستی نیاری بریدن، ببوس
💡 زمهتر نه خوبست کردن فسوس مرا هم سپه بود و هم پیل وکوس
💡 چو داماد آن ناله از نو عروس نیوشید گفتش به آه و فسوس
💡 روز و شب از بهر فسون و فسوس کرده زبان در دهن یکدگر
💡 علم جویی از کتبها ای فسوس ذوق جویی تو ز حلوا ای فسوس