لغت نامه دهخدا
( فریاد برآمدن ) فریادبرآمدن. [ ف َرْ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد برخاستن. فریاد افتادن: فریاد برآمد که بروید. امیر برفت و ایشان نیز برفتند. ( تاریخ بیهقی ).
( فریاد برآمدن ) فریادبرآمدن. [ ف َرْ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد برخاستن. فریاد افتادن: فریاد برآمد که بروید. امیر برفت و ایشان نیز برفتند. ( تاریخ بیهقی ).
( فریاد بر آمدن ) فریاد برخاستن. فریاد افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپیدنهای دلها ناله شد آهستهآهسته رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد
💡 دختری فریاد میکشد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی خسرو پرویزی محصول سال ۱۳۴۰ است.
💡 ای چون همام خوشسخن از عاشقان صد انجمن در منزلت فریاد زن از اشتیاق یک نظر
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به کارمن، فریاد، زوزه، الهه عشق و برادران کارامازوف اشاره کرد.
💡 این نامه برای همه افسران و سربازان درون پادگان خوانده شد. پادگان در موافقت با سخنان ولیعهد به اتفاق آرا فریاد زد:
💡 چون من ندارم جز تو کس جز تو ندارم هیچکس فریاد خوانم بر درت آخر به فریادم برس