فرهنگ فرهنگستانی
فرهنگستان زبان و ادب
{academy dictionary} [زبان شناسی] گونه ای فرهنگ لغت که با نظارت و حمایت یک فرهنگستان تهیه می شود
ویکی واژه
گونهای فرهنگ لغت که با نظارت و حمایت یک فرهنگستان تهیه میشود.
جمله سازی با فرهنگ فرهنگستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معماری تالار ادبیات، به عنوان ساختمان کتابخانهای دوطبقه با ارتفاع زیاد با ساختار آجر قرمز، ترکیبی از دو سبک آمریکایی (با توجه به سبک بازگشت به یونان باستان) و ویکتوریایی که در آن زمان به عنوان سبک متداول ساختمانهای با کاربرد آموزشی و فرهنگستانی شناخته میشد، بودهاست.
💡 در متون اصلی اسطورهای و ادبی، سفرنامهها، مطالعات تاریخی و… این منطقه گاهی دوزخی و در دیگر زمانها چون بهشتی زمینی به نظر میرسد؛ علاوه بر این بسیاری از نویسندگان بومی آن را دارای فرهنگ آریایی دانستهاند، فرهنگستانی از رسوم باستانی و ماقبل اسلامی، منطقهای حاشیهای، حافظ استقلال خود، و بستری برای نافرمانی.
💡 برخی زمینههای مطالعاتی دانشگاهی همچون انسانشناسی و زیستشناسی نیز واژه سنت را برگرفته اند تا در زمینه فرهنگستانی خاصتری از آن بهره جویند.