فرمانده درصحنه

فرهنگستان زبان و ادب

{on-scene coordinator, on-scene commander, OSC} [حمل ونقل دریایی] یکی از افراد واحدهای جست وجو و نجات که برای هماهنگی عملیات در یک منطقۀ خاص برگزیده می شود

ویکی واژه

یکی از افراد واحدهای جست‌وجو و نجات که برای هماهنگی عملیات در یک منطقۀ خاص برگزیده می‌شود.

جمله سازی با فرمانده درصحنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز فرماندهان غیر سلطان عشق کسی همچو دل بارگاهی نداشت

💡 از محبت چون خودی محکم شود قوتش فرمانده عالم شود

💡 به شهر اندر آمد چو مختار باز به فرمانده از وی بگفتند راز

💡 که ای فرمانده تخت کیانی به دست خویشتن کن قبله رانی

💡 او شه فرمانده است و دیگران زیر فرمان وی از فرمانبران