فراش کلا

لغت نامه دهخدا

فراش کلا. [ ف َرْ را ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کچرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در 9هزارگزی باختر المده و 1500گزی شوسه المده به نوشهر.ناحیه ای است واقع در دشت، معتدل و مرطوب که دارای 200 تن سکنه است. از رودخانه گچرود مشروب میشود. محصولاتش برنج و مختصر غلات و صیفی است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است. از دو محل بالا و پائین تشکیل می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گچرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر.

جمله سازی با فراش کلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگر نشنیدی از فراش این راه که هر کو چاه کند افتاد در چاه

💡 بوده نقاش قضا در شجرت متواری گشته فراش صبا در چمنت ناپروای

💡 ای زلف سیه فروش فراش تو خوش بر عاشق پر خروش پرخاش تو خوش

💡 بادا چراغ‌وارهٔ فراش جاه تو تا هیچ در فتیلهٔ خورشید روغنست

💡 فراش خاک کویت پاکان آسمانی قلاش آبرویت پیران خانقاهی

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز