غیاث قافیه

لغت نامه دهخدا

غیاث قافیه. [ ث ِ ی َ ] ( اِخ ) شاعر هرات بود. وجه تسمیه او به «قافیه » این بود که غزل یا قصیده ای را بدون توجه به قافیه میسرود و اگر شخص دیگری قافیه ای پیدا میکرد که او نگفته بودبا زر آن را میخرید و در شعر خود داخل میکرد. دو بیت زیر از اشعار او در مدح خواجه حبیب اﷲ ساوجی است:
خواجه عالی گهر بنشسته با نور صفا
جامه آب نباتی در برش ابر سفید
آدمی از ساوه خیزد وز هری بغض و حسد
عودی تر از جنابد سیب از بشر سفید.
ظاهراً در جنابد( گناباد ) امرود را عودی میگویند و «بشر» دهی در خراسان است. ( از تحفه سامی ص 161 ).

فرهنگ فارسی

شاعر هرات بود

جمله سازی با غیاث قافیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود پرده‌ها و قافیه وآنگه خراب عشق تو تو پرده‌ای نگذاشتی چون سوی انسان تاختی

💡 نه منم قابل مدح و نه توئی مایل مدح چکنم قافیه امروز بنام حسن است

💡 زین سنگلاخ قافیه فرسوده شد قلم بس کن حزین ترانه که خون می شود مداد

💡 سرایندگان این منظومه از عوام بوده‌اند و بنابراین فقط با ذوق و استعداد خدادادیشان این اشعار را سروده‌اند و به وزن و قافیه توجهی نداشته‌اند.

💡 اگرچه قافیه یابد خِلل ولی به مثل چو‌گل نباشد در باغ هم خوشست خوید

💡 در شعر زیر از هجویه‌های خراسانی نیز که مربوط به قرن سوم هجری است، دو سطر پایانی قافیه و ردیف دارند:

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز