غمزه ٔ لاجوردی

لغت نامه دهخدا

غمزه لاجوردی. [ غ َ زَ / زِ ی ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از نازها و غمزه های غیرمکرر باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). کنایه از ناز و غمزه. ( انجمن آرا ). ناز خنک بی محل. ( فرهنگ رشیدی ):
افتاده اگر کبود چشم تو چه باک
از غمزه لاجوردیم ذوقی هست.ظهوری ( از فرهنگ رشیدی ).

جمله سازی با غمزه ٔ لاجوردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود ز رنگ آمیزی این لاجوردی بارگاه زرد شاخی پای تا سر دیده از پژمان گیاه

💡 جشن تولد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عباس لاجوردی محصول سال ۱۳۹۴ است.

💡 لب از دندان کبود و، چهره از درد طلب کاهی طلا و لاجوردی نیست زین به خانه دین را

💡 خانواده لاجوردی از اعضای هیئت‌مدیره بانک بین‌المللی ایران و ژاپن، یکی از بانک‌های خصوصی قبل از انقلاب بودند.

💡 جفای آسمان کم بود عشاق بلا جو را نمود از وسمه آن مه لاجوردی طاق ابرو را

💡 کتابی تحت عنوان «واپسین وارث تخت و تاج قاجار سلطان حمید میرزا قاجار» به نویسندگی حبیب لاجوردی توسط نشر ثالث منتشر شده‌است.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز