غرق اب زار

لغت نامه دهخدا

( غرق آب زار ) غرق آب زار. [ غ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، که در 24هزارگزی جنوب باختری فریمان و 4هزارگزی باختر مالرو عمومی فریمان به پاقلعه قرار دارد. و منطقه کوهستانی و معتدل و سکنه آن 126 تن است که شیعه و فارسی زبانند. آب آن از قنات بوده و محصول آنجا غلات می باشد و شغل اهالی زراعت است، و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( غرق آب زار ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد که در ۲۴ هزار گزی جنوب باختری فریمان و ۴ هزار گزی باختر مالرو عمومی فریمان به پا قلعه قرار دارد

جمله سازی با غرق اب زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو سرو ناز که گل را بناز میبویی کجا بری دل ما را که غرق خون کردی

💡 چگویم من که گل زین حال چون شد در آتش اوفتاد و غرق خون شد

💡 می‌روم از کوی دوست با جگری لخت‌لخت دیده چو دل غرق خون دل همه رنج و عنا

💡 زنان جنّ، در سوگ پيشواى بزرگ انسانيّت امام حسين عليه السلام غرق در غم و اندوه مىگريند.

💡 در آهن غرق کرده همچنان سُم مگر چشم‌، از دو گوش اسب تا دُم

💡 آيا در اين تحولات بيشتر به فكر خدا مى افتند، و يا غرق دنيا مى شوند؟

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز