غدیر صابری

لغت نامه دهخدا

غدیر صابری. [ غ َ ب ِ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان چارکی بخش لنگه شهرستان لار است و در 114هزارگزی شمال باختری لنگه در دامنه شمالی کوه بهمن قرار دارد جلگه و گرمسیر و مرطوب و مالاریائی است. سکنه ٔآن 273 تن و پیرو مذهب تسنن هستند و به زبان عربی وفارسی محلی سخن می گویند آب ایشان از چاه تأمین می شود. محصول آن غلات و خرما بوده و شغل اهالی زراعت است و راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چارکی بخش لنگه شهرستان لار است و در ۱۱۴ هزار گزی شمال باختری لنگه دردامنه شمالی کوه بهمن قرار دارد جلگه و گرمسیر و مرطوب و مالاریائی است

جمله سازی با غدیر صابری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نالیدن مکن بر مرده بی‌داد که مرده صابری خواهد نه فریاد

💡 بر سر من نبشت حق در دل من چه کشت حق صبر مرا بکشت حق صبر نماند و صابری

💡 بخش صابری، یکی از بخش‌های شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این بخش، روستای قائم‌آباد است.

💡 درخت صابری را ریشه برکند نماند آنجا تنی شادان و خرسند

💡 دشمنش را گو: شراب جهل چون خوردی تو دوش صابری کن، کاین خمار جهل تو «فردا کند»

💡 نزاریی که به دیوانگی سمر باشد از او محال بود صابری هم از ایوب

مداوا یعنی چه؟
مداوا یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز