لغت نامه دهخدا
عیسی بصری. [ سا ب َ ری ی ] ( اِخ )نام طبیبی است که ابن البیطار در مفردات از او روایت کرده است، از جمله در کلمه شقایق النعمان. و ظاهراً همان عیسی بن علی است. رجوع به عیسی ( ابن علی ) شود.
عیسی بصری. [ سا ب َ ری ی ] ( اِخ )نام طبیبی است که ابن البیطار در مفردات از او روایت کرده است، از جمله در کلمه شقایق النعمان. و ظاهراً همان عیسی بن علی است. رجوع به عیسی ( ابن علی ) شود.
نام طبیبی است که ابی البیطار در مفردات از او روایت کرده است از جمله در کلمه شقایق النعمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو عیسی به گهواره گردید گویا به مدح شه دادگستر شکوفه
💡 آن سگان گفتند ما این نشنویم ما بدین و رای عیسی نگرویم
💡 طفل گیرش چون بود عیسی نفس پاک باشد از غرور و از هوس
💡 در نبردی که در اطراف بادغیس رخ داد، عیسی شکست خورد.
💡 مرده ام، عیسی دمی خواهم، که یابم زندگی همره باد صبا بفرست بوی خویش را
💡 حیات از حق بود، هرجا که باشد ولیکن مظهری باید چو عیسی