لغت نامه دهخدا
عنبرقنبر. [ عَم ْ ب َ قَم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پائین شهرستان نهاوند. سکنه آن 520 تن. آب آنجا از رودخانه گیان و محصول آن غلات، توتون، حبوب و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
عنبرقنبر. [ عَم ْ ب َ قَم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پائین شهرستان نهاوند. سکنه آن 520 تن. آب آنجا از رودخانه گیان و محصول آن غلات، توتون، حبوب و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان پایین شهرستان نهاونددر ۱۳ کیلومتری شمال غربی نهاوند و ۳ کیلومتری جنوب رودخانه گاماسیاب دشت و سردسیر ۵۲٠ تن سکنه آب از رودخانه گیان محصول غلات توتون حبوبات لبنیات شغل زراعت و گله داری.
ده از دهستان پائین شهرستان نهاوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش سروش چون خرامد خاک باش چون گلش عنبر فشاند باد باش
💡 هر زمان سنبل هندوی تو در تاب شود که خرد نسبتم از بهر چه با عنبر کرد
💡 خطت کشیده دایره عنبرین بماه خالت نهاده نقطه مشکین بر آفتاب
💡 از زلفش آن دلی که زند دم، چگونه او یاد آورد ز نافه و عنبر به بو کند
💡 صبح از نسیم زلف تو، یکدم دمیده است عالم همه شمامه عنبر، گرفته است
💡 زند بر نافه آهو سیاهی غنچه لاله دهد خاک چمن بر باد بوی عنبر سارا