علی کسروی

لغت نامه دهخدا

علی کسروی.[ ع َ ی ِ ک ِ رَ ] ( اِخ ) ابن مهدی بن علی بن مهدی کسروی اصفهانی بغدادی شافعی. مکنی به ابوالحسن. وی ادیب وحافظ و نحوی و شاعر و راوی بود. و پیش از سال 289 هَ. ق. در قید حیات بوده است. او راست: 1- الاعیاد و النواریز. 2- تأویل الاحادیث المشکلات الواردة فی الصفات. 3- کتاب الخصال، که در آن اشعار و حکم و امثال راجمعآوری کرده است. 4- مراسلات الاخوان و محاورات الخلان. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 247 ). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: طبقات الشافعیه اسنوی ص 153. الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 150. معجم الادباء یاقوت ج 15 ص 88. بغیةالوعاة سیوطی ص 356. کشف الظنون حاجی خلیفه ص 705. هدیة العارفین بغدادی ج 1 ص 678. ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 220 و ج 2 ص 463.

فرهنگ فارسی

ابن مهدی بن علی مهدی کسروی اصفهانی بغدادی شافعی مکنی به ابوالحسن وی ادیب و حافظ و نحوی و شاعر و راوی بود و پیش از سال ۲۸۹ قمری در قید حیات بوده است

جمله سازی با علی کسروی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمد کسروی در صفحه ۷۴۹ کتاب تاریخ مشروطه ایران اسم روستا را ساوالان نگاشته‌است.

💡 نسل بزرگ و فضل و هنر باشد ای شگفت چون گشت فضل جرم و گنه نسل کسروی

💡 ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی اندیشه کرده ای که بدیدار آن روی

💡 آن کس که هر دو دید، مر ایوان خواجه را بسیار فضل دید بر ایوان کسروی

💡 علی‌اکبر حَکَمی‌زاده از روحانیون تجددطلب و عقلگرا به سبک احمد کسروی بود.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز