علی عذری
لغت نامه دهخدا
علی عذری. [ ع َ ی ِ ع ُ ] ( اِخ ) ابن عثمان بن محمدبن احمدبن حسن عذری بغدادی. مشهور به ابن قاصح و مکنی به ابوالبقاء ( 716 - 801 هَ. ق. ). قاری و منجم قرن هشتم هَ. ق. بود. او راست: 1- تحفةالانام فی الوقف علی الهمز لحمزة و هشام. 2- درةالافکار فی معرفةاوقات اللیل و النهار. 3- سراج القاری المبتدی و تذکرةالمقری المنتهی. 4- قرةالعین فی الفتح والامالة بین اللفظین. 5- هدایةالمبتدی فی معرفةالاوقات بربعالدائرةالذی علیه المقنطرات. ( از معجم المؤلفین از فهرس مخطوطات القرأات بالظاهریة و طبقات القراء ابن جزری ج 1 ص 555 و الضوء اللامع سخاوی ج 5 ص 260 و هدیة العارفین بغدادی ج 1 ص 727 و فهرس المخطوطات المصوره کونتش ج 3ص 18 و کشف الظنون حاجی خلیفه ص 369 و سایر صفحات ).
جمله سازی با علی عذری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ چون دانست که الزام از کجاست سر فرود آورد و عذری باز خواست
💡 کاش عذری در گنهکاری نمی گفتم به یار گفتمش عذری، ولی بسیار بدتر از گناه
💡 امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست عذری که او نخواست، تبسم، نهفته خواست
💡 تو بپذیر، ارچه من عذری نیارم تو خوش خوان، گرچه من دون مینویسم
💡 برای عاشقآزاری ترا عذری نمیباید چه خواهد شد اگر گویی که دلداری نمیدانم