علی سمری

لغت نامه دهخدا

علی سمری. [ ع َ ی ِ س ِم ْ م َ ] ( اِخ ) ابن محمد. وی آخرین سفیر حضرت قائم ( ع ) در دوره غیبت صغری بود که حاجات خلق را به صاحب الامر میرساند و پس از او سفیر دیگری امام ( ع ) را ندیده و حدیثش را نشنیده است. وی در سال 326 هَ. ق. درگذشت. ( از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 101 ).

جمله سازی با علی سمری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من که جز قصهٔ عشق تو ندانم سمری اوحدی وار به عالم سمرم باید بود

💡 تو خداوند چو خورشید به عالم سمری همچنین بندهٔ زارت به خراسان سمر است

💡 چنین که تو سمری ای پسر بشیرینی بدور تو نکند کس نظر بشیرینی

💡 آخرالامر به جایی برسد قصّه که خلق باز گویند به هر انجمن از من سمری

💡 چون محمد تو باحسان سمری و ز پی آن طبع خواجو بمدیحت شده حسّان سخن

💡 ای آنکه به عشق در دو عالم سمری وز هر دو جهان به چشم من خوب‌تری