لغت نامه دهخدا
علی بیاری. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن محمدسعید بیاری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سعیدی ( ابن محمد... ) شود.
علی بیاری. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن محمدسعید بیاری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سعیدی ( ابن محمد... ) شود.
ابن محمد سعیدی بیاری مکنی به ابوالحسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعرفست آن سخت در لیل گفتن بیاری رازها از میل گفتن
💡 که سال هفتصد و پنجاه و هفت رجب به اتفاق خلایق بیاری خلاق
💡 بیاری زنانی که در روزگار گزید از همه خلقشان کردگار
💡 سپس بیاری ناموس دست برشوید ز پاسداری شهزاده همایون فر
💡 تو خود آن نیستی کز غمگساری نمایی گرمیی با من بیاری
💡 بیاری اگرش شربت آبی نچشانند راهی بمسافر بنمایند مقیمان