لغت نامه دهخدا
علی برانی. [ ع َی ِ ب َ ] ( اِخ ) ( علی ندا... ) رجوع به علی ندا شود.
علی برانی. [ ع َی ِ ب َ ] ( اِخ ) ( علی ندا... ) رجوع به علی ندا شود.
💡 کی باشد آن زمانی کان ابر را برانی گویی بیا و رخ را بر ماه کاملم نه
💡 بر مسند جلال برانی هزار کام با رتبهٔ جلیل بمانی هزار سال
💡 مرتبهای جو که برانی به ماه کس نخورد شربت باران ز چاه
💡 چه بخوانی چه برانی من و خاک در تو کافرم گر بجهان غیر توام یاری هست
💡 هستم سگی ز کویت جز دامنت نگیرم از پیش اگر برانی وز پس اگر بخوانی
💡 گرم به قهر برانی ز درگهت نروم کجا رود ز در لطف بنده جانی