لغت نامه دهخدا
علت قابلی. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به علت مادی شود. ( فرهنگ اصطلاحات فلسفی ).
علت قابلی. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به علت مادی شود. ( فرهنگ اصطلاحات فلسفی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو باد صبح کنون قابلی نمییابد که بشنود سخنی از مقال ما امروز
💡 دل بیعشق هلاکست چه باشد که از غیب قابلی جلوه کند وین دل ما را ببرد
💡 گفته میشود اتروسکها مهندسین قابلی در ساخت این نوع بناها بوند.
💡 تخم در هر شوره زاری ریختن بی حاصل است صبر دارم تا زمین قابلی پیدا شود
💡 اولا از فیض اقدس قابلیات وجود داده وز فیض مقدس بذل آلا کرده ای