عقار ادم

لغت نامه دهخدا

( عقار آدم ) عقار آدم. [ ع ُ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نباتی باشد دوائی سفید و به زردی مایل، گویند بیخ درخت انار صحرائی است. ضماد کردن آن کوفتگی و شکستگی را نافع است و تخم آن قوت باه دهد. ( برهان ) ( آنندراج ). مغاث. ( الفاظ الادویة ) ( اختیارات بدیعی ).

فرهنگ فارسی

( عقار آدم ) نباتی باشد دوائی سفید و بزودی مایل گویند بیخ درخت انار صحرائی است ضماد کردن آن کوفتگی و شکستگی را نافع است و تخم آن قوت باه دهد

جمله سازی با عقار ادم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فروش نی ظروف نی ضیاع نی عقار نی بس است مهر و چهر او ضیاع من عقار من

💡 خجسته بادش نوروز و همچنان همه روز بشادکامی برکف گرفته جام عقار

💡 این دو حریف دلستان باد قرین دوستان جیم جمال خوب تو جام عقار ای صنم

💡 عید آمد و بگذشت همه روز به شادی وقت طرب و خرمی و جام عقار است

💡 خدایگانا دانی که در ممالک تو مرا نه باغ و سراسیت و نه عقار و ضیاع

💡 عقار و مال ترا زین حدیث غافل کرد بوارثان سپر آن مال و آن عقار بمیر

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز