لغت نامه دهخدا
عربی دان. [ ع َ رَ ] ( نف مرکب )داننده عربی. عالم به علوم عرب. واقف به لغت عرب. که فنون و علوم عرب و لغت آن داند. زبان عرب شناس. زبان عرب دان. دانا به لغت تازی. دانشمند به لغت عرب.
عربی دان. [ ع َ رَ ] ( نف مرکب )داننده عربی. عالم به علوم عرب. واقف به لغت عرب. که فنون و علوم عرب و لغت آن داند. زبان عرب شناس. زبان عرب دان. دانا به لغت تازی. دانشمند به لغت عرب.
داننده عربی عالم به علوم عرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراد خلق جهان از بهشت معبود است گواه لفظ شهادت، محمد عربی
💡 وآن کس که زهست نیست عالم بکند از کرد به یک شب عربی هم بکند
💡 آن عربی سوار ما، گر طلبد شکار ما تن بر تیر و شست او دیده و جان هدف کند
💡 تیرسین (به عربی: تیرسین) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سعیده واقع شدهاست.
💡 هرجا که آفتیست به خصم تو میرسد چون در عبارت عربی برحروف لین
💡 آبل (به عربی: آبل ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در حمص واقع شدهاست.