عدسی بی کانون
مترادفها
عدسی بدون کانون
فرهنگستان زبان و ادب
{afocal lens} [فیزیک] نوعی عدسی با توان هم گرایی صفر که کانونهای آن در فاصلۀ بی نهایت قرار دارند
جمله سازی با عدسی بی کانون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سریر نیکخواهانت چو بستان باد در نیسان ضمیر بدسگالانت چو کانون باد در کانون
💡 در دههٔ ۱۳۷۰، سرشار یک دوره دبیری جشنوارهٔ کتاب کودک و نوجوانِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برعهده داشت.
💡 همیشه تا مه آذر نباشد چون مه کانون همیشه تا مه کانون نباشد چون مه آبان
💡 قانون نشاطی که به کانون شدت از دست نو کن به می سرختر از آتش کانون
💡 در سال ۹۷ کانون با آغاز به تولید ۴ فیلم بلند در یک سال فصل جدیدی از فعالیتهای سینمایی را آغاز کرد.
💡 دست بگسل از شفای او که دستور شقاست پای یکسو نه ز قانونش که کانون شر است
💡 در ساختار دوربینهای اپتیکی پیشرفته، استفاده از یک عدسی بی کانون به دانشمندان کمک میکند تا پرتوهای موازی را بدون تغییر اندازه متمرکز کنند.
💡 سیستمهای بینایی مصنوعی برای تشخیص فاصله اشیاء، اغلب از ترکیب چندین عدسی بی کانون برای مدیریت میدان دید و تمرکز نور در لایههای مختلف استفاده میکنند.
💡 طراحی یک عدسی بی کانون دقیق نیازمند محاسبات پیچیده هندسی است تا بتوان از تغییر فاز پرتوهای نوری در هنگام عبور از سیستم جلوگیری کرد.