لغت نامه دهخدا
طوق عنبرینه. [ طَ/ طُو ق ِ عَم ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طوق عنبر. کنایه از نودمیدگی خط خوبان. ( آنندراج ).
طوق عنبرینه. [ طَ/ طُو ق ِ عَم ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طوق عنبر. کنایه از نودمیدگی خط خوبان. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیور همان دو رشته مرجان کفایت است وز موی در کنار و برت عنبرینهای
💡 چون زلف عنبرین که بود زیب گردنش در شهر کس نشان ندهد عنبرینهای
💡 وگر زان خرمن گل بو نیابی چه سود عنبرینه و مشک و لادن
💡 جامی که بود سواد کلکش بر شاهد نظم عنبرینه
💡 گهی معجز از فرق او میگشود گهی عنبرینه ز بر مینمود
💡 زینسان که مشک زلف ترا سر نهاده است گردن کشی چراست به تو عنبرینه را