طنبور میزانی
لغت نامه دهخدا
طنبور میزانی. [ طَم ْ / طُم ْ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طنبور بغدادی درازگردن. ( مفاتیح ).
فرهنگ فارسی
طنبور بغدادی دراز گردن
جمله سازی با طنبور میزانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقامات اداره آتشنشانی شهر تونو گزارش کردهاند که یک نفر به میزانی نامعلوم زخمی شدهاست. گزارش شدهاست که این شخص در حال تلاش برای بیرون رفتن سقوط کردهاست.
💡 هیچ میزانی درین بازارِ چون انصاف نیست گوهرِ خود را نمیسنجی به این میزان چرا
💡 کوین لینچ(۱۹۸۱): تعریف لینچ از سرزندگی چنین است: هماهنگی محیط با نیازهای بیولوژیکی انسان و میزانی که فرم مکانها، بقای زیستمحیطی انسان و دیگر جانداران زنده مفید به لحاظ اقتصادی برای انسان را تأمین میکنند. محیطی به عنوان محیط سرزنده محسوب میشود که سلامت و بهزیستی افراد و بقای موجودات زنده را تأمین کند.
💡 یا کفایت خویش دارد از دنیا به میزانی یا به جهتی دیگر علم حراست مال وی بود و سبب عز وی بود در دنیا و سبب سعادت آخرت بود یکی این بود.
💡 تو ای نحس از پس میزان از آن جز قحط نندیشی که عالم قحط بر گیرد چو کیوان گشت میزانی