لغت نامه دهخدا
طردغادوطس. [ طَ دَ غا طِ ] ( معرب، اِ ) به یونانی عصفورالسباع و عصفورالشوکة را نیزنامند و آن عصفوری است کوچک. ( فهرست مخزن الادویة ).
طردغادوطس. [ طَ دَ غا طِ ] ( معرب، اِ ) به یونانی عصفورالسباع و عصفورالشوکة را نیزنامند و آن عصفوری است کوچک. ( فهرست مخزن الادویة ).
بیونانی عصفورالسباع و عصفور الشوکه را نیز نامند و آن عصفوریست کوچک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جرم دوستی خواجه نفی و طرد شدم ازآن سپس که به هرلحظه بود جان به خطر
💡 ... اگر در اساتيد كسى پيدا شد كه مى خواهد انحراف ايجاد كند، او را ارشاد، و اگرنشد از خود و كلاس خود طرد كنند. (92)
💡 65- بطور قطع حال كسانى را از شما كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند دانستيد،ما به آنها گفتيم بصورت بوزينه هاى طرد شده اى در آئيد.
💡 2 با يك لغزش و خطا، نبايد كسى را طرد كرد، زيرا انسان قابل ارشاد و هدايت پذير است. (ياءتينكم منّى هدىً)
💡 61 - و از همه جا طرد مى شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و بهقتل خواهند رسيد.