طرح ریزی نیرو

فرهنگستان زبان و ادب

{force planning} [علوم نظامی] تعیین اندازه و ساختار و ویژگی ها و محل استقرار یگان های مورد نیاز برای پشتیبانی راهبرد ملی نظامی

جمله سازی با طرح ریزی نیرو

💡 همین به جام تو لعل مذاب ریزی و من به یاد لعل تو ریزم زدیده لعل مذاب

💡 تو مستی و معذوری گر خون دلم ریزی گر خون دلم ریزی تو مستی و معذوری

💡 دماغ و هم سرشار است در خمخانهٔ امکان می تحقیق تا در جام ریزی بنگ می‌گردد

💡 سحاب تیغ مطر ریزی نکرده هنوز نهال فتح ز دهقانیت به بار آمد

💡 ساقیا باده چو ریزی به قدح بهر طرب کی طربناک شوم گر نرسانیش به لب

💡 آبروی از آتش شهوت چرا ریزی بخاک از هوا چون بگذری زان پس صفا بینی بسی