لغت نامه دهخدا
طاس بقچه. [ س ِ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجموع اسباب حمام مردی یا زنی.
طاس بقچه. [ س ِ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجموع اسباب حمام مردی یا زنی.
مجموع اسباب حمام مردی یا زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گوشه و کنار اتاق پارچهها و پردهها و بقچههای مخمل و زربفت و حریر که روی آنها کارهای دستی شده است مشاهده میگردد.
💡 زسر بقچه الباس اهل بخل کمتر پرس که کس نگشود و نگشاید بحکمت آن معما را
💡 بالش و نطع و نهالی و لحافم بخشید بقچه و صندلیم بهر سرو بالین داد
💡 کاربریهایی که معمولاً برای پارچههای قلمکاری در نظر گرفته میشود عبارتند از: رومیزی، روتختی، سفره، سجاده، بقچه، کیف، روسری، دستمال وغیره.