صناعت کردن

لغت نامه دهخدا

صناعت کردن. [ ص ِع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مهارت نمودن. استادی نشان دادن چنانکه بر حریف پیروز شود. غالب آمدن:
چودر بازی صناعت کرد بهرام
ز عرصه، شاه بیرون رفت ناکام.نظامی.

فرهنگ فارسی

پیشه ور

جمله سازی با صناعت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیشه مردم این شهرستان کشاورزی، حدادی، ماهی‌گیری وساختن گونه‌ای از قایق کوچک که برای ماهی‌گیری به کار برده می‌شود. همچنین صناعت دستی از منتوجات نخیل نیز رواج دارد.

💡 نمود خواهد در خانهٔ شرف خورشید صناعتی که چو بستان جهان شود از سر

💡 «محمدعلی جمالزاده (۱۲۷۰ـ۱۳۷۶) نخستین نویسندهٔ ایرانی است که با قصد و نیت آگاهانه صناعت داستان‌نویسی اروپایی را به کار گرفت.»

💡 مذهبی است فراقت که زر کند ز عقیق به از فراق که داند صناعت تذهیب

💡 تو کشته زنده کنی زنده را چگونه کشی کدام نوش کند در جهان صناعت سم

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز