صفراء سوخته

لغت نامه دهخدا

صفراء سوخته. [ ص َ ءِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کفک جگر آنگاه که گرم تر باشد: و هرگاه که جگر گرمتر باشد کفک او بیشتر باشد و گرمتر آن را صفراء سوخته گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به صفرا شود.

جمله سازی با صفراء سوخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و ان كان رسول الله صلى الله عليه و آله و اله ليبعثه فى السريةفيقاتل جبرئيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره، و ما ترك صفراء و لابيضاء الا سبعمائة درهمفضلت من عطائه، كان يجمعها ليشترى بها خادما لاهله

💡 330- قدماء، قائل به اخلاط و عناصر چهارگانه در بدن بوده اند كه عبارتند از:بلغم، خون، صفراء، سوداء.

💡 آنگاه برشمرد و گفت: از بنى المطلب بن عبد مناف، عبيده بن حارث كه او را عتبه شهيدكرد - و در غير روايت واقدى دارد كه او را شيبه كشت ورسول خدا (صلى الله عليه و آله ) بدنش را در صفراء به خاك سپرد.

💡 سوگند مى دهم تو را اى باد بدان سوگندى كه على بن ابيطالب عليه السلام ورسول خدا صلى اللّه عليه و آله جنيان وادى صفراء را بدان سوگند دادند و آنانپذيرفته و فرمانبردارى كردند، كه بپذيرى و فرمانبردار شوى و از تن فلانى پسرفلانى بيرون روى.

💡 حرام شدن مردار براى آن است كه باعث فساد بدنها است و نيز براى اين است كه باعثايجاد صفراء است. خوردن ((ميته )) اصولا بدن را بدبو مى نمايد.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز