لغت نامه دهخدا
صحرای اتک. [ ص َ ی ِ اَ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به اتک در این لغت نامه شود.
صحرای اتک. [ ص َ ی ِ اَ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به اتک در این لغت نامه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاسیلی نجیر در بخش صحرای غربی الجزایر در فلات وسیعی قرار دارد که در جنوب شرقی الجزایر، غرب لیبی و شمال نیجر است و مساحتی بالغ بر ۷۲۰۰۰ کیلومتر مربع را پوشش میدهد.
💡 سر ز جیب تن برآرم دیده جان افکنم بر جهانی همچو صحرای امل بی منتها
💡 حواصیلهای شب، عمدتاً در جنوب و جنوب شرقی اروپا زاد و ولد میکنند و از طریق صحرای بزرگ آفریقا در زمستان به مرکز و غرب آفریقا مهاجرت میکنند.
💡 با فلکگفتم ره صحرای عجزم طی نشد گفت من هم چون تو حیران سفر در دامنم
💡 جیبش از نامه ز بس گشته معطر گوئی که نسیمی است گذر کرده به صحرای ختن
💡 چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد که از دلبستگی ز انجا خبر بیرون می آید