لغت نامه دهخدا
شاهدپرستی. [ هَِ پ َ رَ ]( حامص مرکب ) عمل شاهدپرست. زیباپرستی. جمال پرستی.
شاهدپرستی. [ هَِ پ َ رَ ]( حامص مرکب ) عمل شاهدپرست. زیباپرستی. جمال پرستی.
عمل شاهد پرست زیبا پرستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیری و شاهد پرستی ناخوش است خسروا، تا کی پریشانی هنوز
💡 دست ازین شاهد که داری بازکش شاهی و شاهد پرستی نیست خوش
💡 مکن عیب از پی تر دامنی شاهد پرستی را که از خونابه سر تا پای او همواره تر باشد
💡 زان خنده ای که غنچه به روی نسیم کرد شاهد پرستی دل خود کام تازه شد