شیرین سؤال

لغت نامه دهخدا

شیرین سؤال. [ س ُ آ ] ( ص مرکب ) با پرسش دلپذیر و نرم. شیرین سخن. ( ازآنندراج ). که سوءالی خوش و دلپسند کند:
وه چه خونهادر دل شیرین سوءالان می کنند
تا جواب تلخی از لبهای شکّرخا دهند.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

با پرسش دلپذیر و نرم شیرین سخن

جمله سازی با شیرین سؤال

💡 چو خسرو زلف شیرینان گرفتم اگر قصد یکی فرهاد کردم

💡 نفس تلخ است تا طعم حقیقت نیست با مغزش سخن شیرین شود وقتی که اورنگ سخن گیرد

💡 گرچه با یاد دهانت عیش بر ما تنگ بود هر دم از شوق لبت شیرین مقالی داشتم

💡 تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار که توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست

💡 حدیث غصه ی فرهاد و قصه ی شیرین بخون لعل بباید نوشت بر کهسار

💡 تلخ‌ گفتار است و شیرین لب نگارین روی من وین عجب بنگر که زهر اندر شکر دارد همی

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز