شید اندود

لغت نامه دهخدا

شیداندود. [ ش َ / ش ِاَ ] ( ن مف مرکب ) ( از: شید عربی + اندود فارسی ) اندوده شده. ( ناظم الاطباء ). اندوده به شید. رجوع به شید در معنی اندود و هرچه بدان خانه را اندود کنند شود.

فرهنگ فارسی

اندود شده به شید.

جمله سازی با شید اندود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گل تیره ما گشت نهان خورشیدی روی خورشید به گل چون بتوانم اندود

💡 دنیا چو یکی گور زر اندود منقش من مرده پوسیده تو کهنه کفن من

💡 دیوارها به صورت عمود به هم برمی‌خوردند و فضای بین آنها با گل و اندود پر می‌شد.

💡 این بنای بدون سقف تقریبا مربع شکل ودارای دیوارهای کاهگل اندود بلندی بود که علاوه بر هیبتی که داشت زیبایی خاصی هم ایجاد کرده بود.

💡 اين بنا داراى گنبد مضرس كوچكى است و تقريبا در بالاى سطح بام مقبره قرار دارد وگچ اندود شده است.

💡 به فعل و قول زبان یکنهاد باش و مباش به دل خلاف زبان چون پشیز زر اندود

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز