شیخم کردی

لغت نامه دهخدا

شیخم کردی. [ ] ( اِخ ) ( منلا ) اوراست: شرح رسالة الحوراء و الزوراء دوانی و آنرا درسال 1018 هَ. ق. تمام کرده است. ( از کشف الظنون ).

جمله سازی با شیخم کردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر شیخم تو شیخی داریم دوست وگر مغزم تو اینجا کردهٔ پوست

💡 زان یکی شیخم زپس آواز داد پیشم آمد باز با من درفتاد

💡 مرا مقصود ای شیخم چه چیز است نخواهم جسم و جان جانان عزیز است

💡 شیخم ولیک شوخی طفلانه می‌کنم کز رنگ و بوی عهد شبابم سرشته‌اند

💡 مخوان زی شیخم آدم را نیارد سجده چون شیطان من آدم چون نماز آرم بدین شیطان... به

💡 خرقه بمی بشستم و رفتم بخانقاه شیخم زدر براند که آلوده دامنی