لغت نامه دهخدا
شیخ لو قدیم. [ ش َ ق َ ] ( اِخ ) از ایلات ساکن اطراف اردبیل مرکب از 100 خانوار است که در شیخ لی لندرباقرلو مسکن دارند. زارع و گله دار و ترک هستند. ( یادداشت مؤلف ) ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 106 ).
شیخ لو قدیم. [ ش َ ق َ ] ( اِخ ) از ایلات ساکن اطراف اردبیل مرکب از 100 خانوار است که در شیخ لی لندرباقرلو مسکن دارند. زارع و گله دار و ترک هستند. ( یادداشت مؤلف ) ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 106 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل را ز عشق چند ملامت کنم که هیچ این کافر قدیم مسلمان نمی شود
💡 حادث است و قدیم همچو کلام صورت و معنی است باده و جام
💡 قاعدهٔ عشق من ظاهر و باطن قدیم واسطهٔ شوق او صورت و معنی مجاز
💡 گر بگذری نو از سر عهد قدیم ما ز ما نگذریم از سر عهد قدیم تو
💡 سروری چون شد دماغت را ندیم هر که بشکستت شود خصم قدیم