لغت نامه دهخدا
شکوی مند. [ ش َ وا م َ ] ( ص مرکب ) شکوی ناک. دارای شکایت وگله بسیار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شکوی ناک شود.
شکوی مند. [ ش َ وا م َ ] ( ص مرکب ) شکوی ناک. دارای شکایت وگله بسیار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شکوی ناک شود.
شکوه ناک دارای گله شکایت بسیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یمن درگه صاحب سزاست بربندم در او زبان و روان از شکایت و شکوی
💡 حسین شکویی جغرافیدان برجسته ایرانی که خود نیز چهره ماندگار انتخاب شده، ضمن تقدیر از این حرکت، بهطور تلویحی، سی درصد منتخبان را شایسته نمیداند و کلاً در اینباره گفتهاست:
💡 آثار و تألیفات شکویی از جمله شاهکارهای علمی و جغرافیایی محسوب میشوند و کمتر کتابهایی را میتوان یافت که در استواری علمی و فن نوشتاری مانند آثار وی باشند. اهمیت آثار شکویی تا آن جایی است که جزو منابع معتبر و اصلی برای دانشجویان جغرافیا به حساب میآید.
💡 شکویی دوره دکتری را در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه استانبول ترکیه در ۱۳۵۴ خورشیدی به پایان رساند البته باید اذعان کرد که شکویی به خاطر فعالیت های علمی و ممتاز بودن در دوره کارشناسی ارشد، بورس تحصیلی از دانشگاه میشیگان آمریکا دریافت کرد و قبل از ورود به دانشگاه استانبول عازم آمریکا شد اما به دلیل مشکلات خانوادگی تحصیلات دکتری را در آمریکا نیمه تمام رها کرد.
💡 همی کنم پس از آن کز تو گفت نظمم شکر گه از زمانه شکایت گه از فلک شکوی