لغت نامه دهخدا
شکم روه. [ش ِ ک َ رَ وَ / رُ وِ ] ( اِ مرکب ) شکم رو. شکم روش. اسهال. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
شکم روه. [ش ِ ک َ رَ وَ / رُ وِ ] ( اِ مرکب ) شکم رو. شکم روش. اسهال. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
= شکم روش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچون دو سگ گرسنه از بهر شکم از روی حسد بیکدگر مینگرند
💡 شبانروزی فتاده در تک و تاز که تا کار شکم را چون دهد ساز
💡 رامشگر آورند همی دشمنان تو هرکس که زوجشان ز شکم دختر آورد
💡 ز آب و نان تالب شکم را پر مساز همچو حیوان بهر خودآ خور مساز
💡 سر و گردن همه در دور شکم رفته فرو پر و خالی و سبکمغزتر از خشخاشند
💡 با عشق لایزالی از یک شکم بزادم نوعشق می نمایم والله که سخت پیرم