شکر هنج

لغت نامه دهخدا

شکرهنج. [ ش َ ک َ هََ ] ( اِ مرکب ) شکرهنگ. خارخسک. ( ناظم الاطباء ). معرب شکرهنگ است که خسک باشد و آن خاری است سه پهلو و به این معنی بجای «ر»، «و» هم آمده. ( برهان ) ( آنندراج ). شکوهنج. به فارسی خسک است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

شکر هنگ خار خسک.

جمله سازی با شکر هنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدای را به تو خلق نعمتیست چنان کز او به شکر دگر نعمتش نپردازند

💡 مستی چشم تورا رطل گران حاجت نیست بی نیازست ز افسانه شکر خواب بهار

💡 به گرمی داد فرمان تا براند شکر را شربت شیرین چشاند

💡 تو راست لعل شکر بار و در میان گوهر میان لعل چرا کرده ای نهان گوهر

💡 درد ترا در بدنم عمرها هر سر مو شکر جداگانه کرد

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز