لغت نامه دهخدا
شوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) شوی دوست. شوهرپرست. شوهردوست. پرستنده شوهر.
شوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) شوی دوست. شوهرپرست. شوهردوست. پرستنده شوهر.
شوهر پرست شوهر دوست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من بنده روی توام، ای باده پرست وز نرگس مخمور تو جانم شده مست
💡 می پرستان همه از آتش ما می سوزند روزن خانه ببندیم که مهتاب شود
💡 عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست شد عندلیب خاک و چمن از نوا پرست
💡 سر نهم پیش قدح همچو صراحی هر دم در خرابات مغان تا شده ام باده پرست
💡 O در اين كه صابئين چه كسانى هستند، سخن بسيار است. بعضى گفته اند: ستاره پرستند، بعضى ملائكه پرست مى دانند وبعضى مى گويند: اينان گروهى از پيروان نوح عليه السلام هستند.
💡 از آنجا كه در آيات گذشته بحثهاى فراوانى در باره شناخت وجود خدا بود در اين آيهبه بحث پيرامون اشتباه مشركان و بت پرستان مى پردازد و از چند طريق اين بحث راتعقيب مى كند.