لغت نامه دهخدا
شورابه خوار. [ ب َ / ب ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شورابه خوارنده. خورنده آب شور. ( فرهنگ فارسی معین ).
شورابه خوار. [ ب َ / ب ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شورابه خوارنده. خورنده آب شور. ( فرهنگ فارسی معین ).
(صفت ) خورنده آب شور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه خنجی کشته مربوط به عصر مفرغ ـ تاریخی ـ قرون میانی اسلامی است و در شهرستان کوهدشت، بخش کونانی، دهستان کونانی، روستای شورابه وسطی واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱۰۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 حسینآباد شورابه روستایی در دهستان نصرآباد بخش مرکزی شهرستان تفت استان یزد ایران است.
💡 شورابه ای که بر لبم از دیدگان چکد دونم اگر به چشمه حیوان خورم دریغ
💡 دره مرغاب یکی از درههای بزرگ و پرنفوس افغانستان است که در شمال فیروزکوه (مرکز ولایت غور) واقع است. رود مرغاب در سرسبزی و شادابی این دره افزودهاست. مردم مرغاب در داخل دره مرغاب زنده گی میکنند. ساحات پرنفوس دره مرغاب عبارت از شورابه و سپرف میباشد.
💡 ۳- طایفهٔ نورعلی (شامل روستاهای شورابه سفلی (رستم)، شورابه وسطی (مرحوم برانازار)، شورابه شاهمراد یاری، شورابه علیا (مرحوم کرم خان)، شورابه ابراهیم زارعی، شورابه بهرام بگ، خسروآباد، پشم و پای آستان)
💡 تپه نزه کن مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان کوهدشت، بخش کونانی، دهستان کونانی، روستای شورابه وسطی ۳ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۸۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.