شور نمودن

لغت نامه دهخدا

شور نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ستیزه کردن:
ظالمی کآنچنان نماید شور
عادلانش چنین کنند به گور.نظامی. || بانگ و غرش نمودن:
شنیده ام که همیشه چنان بود دریا
که بر دو منزل از آواش گوش گردد کر
همی نماید هیبت همی نماید شور
همی برآید موجش برابر محور.فرخی. || ملاحت و زیبایی نشان دادن:
شهره ٔشهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم.حافظ.

جمله سازی با شور نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با وجود وقوع حوادث خشونت‌آمیز سال ۱۳۶۰ و کشته شدن برخی مقامات بلندپایه، برخلاف پیش‌بینی مجاهدین خلق و سایر مبارزان مسلح که با ضربه وارد آوردن به وسیلهٔ عملیات مسلحانه و حذف فیزیکی نیروهای «مکتبی»، امید به سلب قدرت و ضعیف نمودن آنان داشتند، نه تنها از قدرت این نیروها کاسته نگردید، بلکه تمامی مراکز تصمیم‌گیری نیز در اختیار آنان قرار گرفته و فضای سیاسی کشور بسته شد. بدین ترتیب، همه گروه‌های سیاسی، جز آن‌هایی که در ردیف نیروهای «مکتبی» قرار داشتند، از میدان خارج شدند.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز