لغت نامه دهخدا
شهوت چشیدن. [ ش َهَْ وَ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) به کار بردن شهوت. چشیدن طعم و لذت شهوت:
هوی را با هوس الفت تو دادی
برای لذت شهوت چشیدن.ناصرخسرو.
شهوت چشیدن. [ ش َهَْ وَ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) به کار بردن شهوت. چشیدن طعم و لذت شهوت:
هوی را با هوس الفت تو دادی
برای لذت شهوت چشیدن.ناصرخسرو.
به کار بردن شهوت چشیدن و طعم و لذت شهوت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست این باده را مگر به لب گل توان چشید
💡 می از خم معرفت چشیدن مشکل وز هستی خویشتن بریدن مشکل
💡 امیدها به لبش داشتم، ندانستم که این قدح به چشیدن تمام می گردد
💡 محروم نیی گرچه حزین از می وصلش لب بر لب جامی و چشیدن نتوانی
💡 از دهانش جرعهٔ آب حیات گر بقا باشد چشیدن میتوان
💡 ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست زهر است در پیاله، چشیدن ز بهر چیست