لغت نامه دهخدا
شهرستان روئین. [ ش َ رَ / رِ ن ِ ] ( اِخ ) لقب شهر بیکند. ( تاریخ بخارا ). و رجوع به شرح حال رودکی ج 1 ص 100 شود.
شهرستان روئین. [ ش َ رَ / رِ ن ِ ] ( اِخ ) لقب شهر بیکند. ( تاریخ بخارا ). و رجوع به شرح حال رودکی ج 1 ص 100 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این ویرانه ها چون بگذرد جان نماید چهره شهرستان دیگر
💡 خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!
💡 کوس غارت زد فراقت گرد شهرستان دل شحنه عشقت سرای عقل در طبطاب داشت
💡 گر شدی تو سوی شهرستان و باب یافتی ره ورنه هستی در عذاب
💡 به چشم خونفشان رفتم ز شهرستان برون روزی چو جیب غنچه پر کردم ز گل دامان صحرا را