بغیه

لغت نامه دهخدا

( بغیة ) بغیة. [ ب ِ / ب ُ غی ی َ ] ( ع مص ) رجوع به بَغی شود. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
بغیة. [ ب ِ / ب ُغ ْ ی َ ] ( ع اِ ) حاجت و مطلوب. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). حاجت. ( محمودبن عمر ): و به بغیة و مطلوب و مقصود خود فیروز و محفوظ باد. ( تاریخ قم ص 10 ).
بغیة. [ ب َ غی ی َ ] ( ع اِ ) مطلوب و حاجت. ( منتهی الارب ). || گمشده ای که آنرا جویند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || طلایه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ). ج، بغایا.
بغیة. [ ب ُغ ْ /ب ِغ ْ ی َ ] ( ع مص ) بَغْی. بُغَی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مصادر مذکور شود.

فرهنگ معین

(بُ غّ یَ ) [ ع. بغیة ] ( اِ. ) آرزو، خواهش.

فرهنگ فارسی

مطلوب، مورددلخواه، گمشده ایی که درجستجویش باشند
( اسم ) آرزو خواهش دلخواه.

ویکی واژه

بغیة
آرزو، خواهش.

جمله سازی با بغیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد قیل بمن یراک یوما بشراک بغیهة النعیم

💡 عفروا من ترب باب بغیه وجهی مدا فهی زادت لطفها عندی من الماء المعین

💡 وَ إِنَّا لَصادِقُونَ فی الاخبار عن التحریم و عن بغیهم. اینست تفصیل محرمات بوحی قرآن، هم آنکه محرم است بر مسلمانان، و هم آنکه محرم است بر جهودان. و مصطفی (ص) فرا مشرکان عرب گفت که: تفصیل محرمات بآن پیغام که بمن دادند، و بآن وحی قرآن که بمن گزاردند همین است. کافران او را تکذیب کردند و گفتند: فانک لم تصب.

💡 و قیل بغیه استخفافه بالفقراء و ازدراؤه بسائرهم و منع حقوق فی ماله. و قیل بغیه حسده علی موسی بالنّبوّة و علی هارون بالحبورة. و قال ل: موسی لک النّبوة و ل: هارون الحبورة و لست فی شی‌ء من ذلک، و قیل: بغیه انّ ما آتاه اللَّه من المال اضافه الی نفسه و علمه و حیلته لا الی فضل ربّه قالَ إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلی‌ عِلْمٍ عِنْدِی.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز