لغت نامه دهخدا
شهاب مخبر. [ ش ِ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) که مخبری آتشین داشته باشد. آتشین خوی. تندخوی: روزی صیادان، پیلی وحشی گرفتند... بادحرکت، آتش سرعت، کوه پیکر، سحاب منظر، شهاب مخبر... ( سندبادنامه ص 56 ).
شهاب مخبر. [ ش ِ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) که مخبری آتشین داشته باشد. آتشین خوی. تندخوی: روزی صیادان، پیلی وحشی گرفتند... بادحرکت، آتش سرعت، کوه پیکر، سحاب منظر، شهاب مخبر... ( سندبادنامه ص 56 ).
که مخبری داشته باشد آتشین خوی تند خوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصرع صائب جگرسوزست چون تیر شهاب این خدنگ گرمرو، گویا ز شست آتش است
💡 ز سهم تیر تو خصمت دو تا شود چو کمان شهاب وار چنان کو برون جهد ز کمین
💡 سر تیغ تو زمرد شد و اعدا افعی نوک تیر تو شهاب آمد و خصم اهریمن
💡 نالهٔ عشاق و آه بوالهوس با هم مسنج فرقها دارد شکوه برق تا مد شهاب
💡 شهاب نیست که میریزد آسمان هرشب ز نقد خویش برین بارگاه بهر نثار