شناور جولان محدود

فرهنگستان زبان و ادب

{hampered vessel} [حمل ونقل دریایی] شناوری که به دلایل مختلف نظیر عرض و محدودۀ ناکافی برای حرکت یا کم عمقی آب توانایی انجام حرکات و تغییر مسیر را ندارد

جمله سازی با شناور جولان محدود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلیم اشکت ز سر نگذشته دست و پا مزن چندین درین آب تنک زینسان نمی‌باید شناور شد

💡 قول چون یار عمل گشت مباش ایچ به غم مرد چون گشت شناور نشکوهد ز غماب

💡 در تجرد می شود اندک حجابی سد راه آستین دست شناور راست بند محکمی

💡 مگر دلم که زند دست و پا ز بیتابی به بحر عشق که آرد شناوری کردن

💡 موج از چشمه تیغ تو نیفتد به کنار رخت ازین آب برون هیچ شناور نکشد