شناور لنگرانداخته
مترادفها
معلق، شناور، سرگردان
متضادها
ثابت، استوار
فرهنگستان زبان و ادب
{anchored vessel} [حمل ونقل دریایی] شناوری که با یک یا چند لنگر مهار شده باشد
ویکی واژه
شناوری که با یک یا چند لنگر مهار شده باشد.
جمله سازی با شناور لنگرانداخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به لنگرانداخته، چندی بعد، فیلم اسپانیایی، فارغالتحصیلی روح و سه عروسی دیگر اشاره نمود.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به کارمن، لنگرانداخته، با وجود همهچیز، ۲۰ سانتیمتر، آماده پوشیدن، زمان جاسوسی، سه عروسی دیگر، دوستدخترها، زنان در آستانه فروپاشی عصبی، صحبت از فرشتگان و مادران موازی اشاره کرد.
💡 از سنتیترین و مرسومترین کارها در این شب در سوراساری فراهم کردن هیزم فراوان بهصورت پشتههای بزرگ است. طبق رسوم اهالی هلسینکی یک زوج تازه ازدواج کرد این پشته هیزم را آتش میزنند. حجم این آتش بسیار زیاد است و تقریباً تا صبح مشتعل میماند. برخی در اطراف آتش و برخی در قایق کوچک لنگرانداخته در جزیره سوراساری شاهد برگزاری این رسم سنتی هستند.