فرهنگستان زبان و ادب
{making way} [حمل ونقل دریایی] شناوری که با نیروی محرکه یا براثر لَختی به جلو یا عقب یا پهلو حرکت می کند
{making way} [حمل ونقل دریایی] شناوری که با نیروی محرکه یا براثر لَختی به جلو یا عقب یا پهلو حرکت می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سوابق اقتصادی ایالت متحده چرخه تورم و رکود با جریان سرمایه بین قسمتهای مختلف کشور همبستگی داشت. جریان سرمایه از مراکز اقتصادی در شمال شرقی کشور برای مناطق تولیدکننده کالا در غرب میانه و جنوب در حرکت بود.
💡 ضبط بیتابی خود کرده ولی در حرکت پیرهن زان تن و اندام و قبا زان بر و دوش
💡 آسمان در حرکت از اثر یک جام است دور برپاست اگر شیشه و پیمانه بجاست
💡 به وسیلهٔ همونکلوس حرکتی[اگ] بخشهای درگیرِ مغز در حرکت هر کدام از اندامهای بدن را توصیف میکنند.
💡 چون ابر مرا در حرکت سست پئی دید از زیر برون جست و مرا بر زبر آمد