شمار نامه
مترادفها
فهرست، لیست
لغت نامه دهخدا
شمارنامه. [ ش ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ٔعمل. نامه اعمال. نامه اعمال که ملکین نویسند از کارهای خیر و شر آدمی. ( یادداشت مؤلف ):
به کف چه دارم از این پنج شمرده تمام
شمارنامه با صدهزار گونه وبال.کیانی.|| دوسیه. ( یادداشت مؤلف ). پرونده.
فرهنگ فارسی
نامه عمل نامه عمل که ملکین نویسند از کار های خیر و شر آدمی.
جمله سازی با شمار نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شمار لشکر او وهم مردم عاجزست وهم مردم کی بود چندانکه او را لشکرست
💡 در گریه تنکمایهتر از من دگری نیست کز ضعف سرشکم به شمار نفس افتاد
💡 در وحدت آن جان جهان هست سخن هرچند که دارد از شمار افزون تن
💡 جز زلف و روی یار ندانیم و کفر و دین هر نیک و بد که هست همه در شمار ماست
💡 ازین ملک صفتان نفیس فطرت نیست یکی که آورد اندر شمار انسانم