لغت نامه دهخدا
شفا جستن. [ ش ِ / ش َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تشفی. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ):
کون و مکان را شفا قُران کریم است
چون تو نجویی شفابه درد بپایی.ناصرخسرو.درد تو جراحتی است ناسور
از زخم اجل شفات جویم.خاقانی.
شفا جستن. [ ش ِ / ش َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تشفی. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ):
کون و مکان را شفا قُران کریم است
چون تو نجویی شفابه درد بپایی.ناصرخسرو.درد تو جراحتی است ناسور
از زخم اجل شفات جویم.خاقانی.
تشفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند که این حدیث جستی تو بسی از جستن تو به دست نامد مگسی
💡 طلب: جستن حق را گویند، اعم از آنکه دوست دارند یا نه، بلکه بیشتر از عبدیت و معبودیت بود.
💡 و دیگر که این جای کین جستن است جهان را ز آهرمنان شستن است
💡 يا آب آن به اعماق فرو رود كه جستن آن ديگر نتوانى (41).
💡 در جمع خسروانش نتوان نظیر جستن این بی همال خسرو باشد زخسروان طاق