لغت نامه دهخدا
شتابی کننده. [ ش ِ ک ُ ن َ دَ / دِ] ( نف مرکب ) شتابنده. آنکه شتاب به کار دارد. مُستَهدِج. مُقرَنصِف. قَبین؛ شتابی کننده در امور خود. هَثهاث. هَقهاق؛ شتابی کننده در امور. ( منتهی الارب ).
شتابی کننده. [ ش ِ ک ُ ن َ دَ / دِ] ( نف مرکب ) شتابنده. آنکه شتاب به کار دارد. مُستَهدِج. مُقرَنصِف. قَبین؛ شتابی کننده در امور خود. هَثهاث. هَقهاق؛ شتابی کننده در امور. ( منتهی الارب ).
شتابنده آنکه شتاب بکار دارد.
💡 که خواهد رفت کشتی تا ممانید شتابی آورید از کار و آئید
💡 حقیقت یار اینجاگه بیابی اگر در این پس پرده شتابی
💡 به روی آب از بادش شتابی عیان از دور بر شکل حبابی
💡 گر به حقیقت نه ای تو عمر فروغی بهر چه پیوسته مستعد شتابی
💡 در کشتن نزاری تعجیل مینمایی آهستهتر نگارا گر نیست بس شتابی
💡 ازو واصل شوی و بازیابی سزد گر در سوی کلّی شتابی