قربان گردیدن

مترادف‌ها

فدا شدن، قربانی شدن

متضادها

نجات یافتن، زنده ماندن

لغت نامه دهخدا

قربان گردیدن. [ ق ُ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به قربان شدن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران